آخرین وبلاگهای بروز شده
- جزئیاتِ کلیاتبا کلمات، بازی میکنم. سرگرمی جالب و در عین حال خطرناکی است. به او گفته بودم حالم را بد میکنی. "بد" یک مقیاس نسبی است. مجبور شدم توضیح دهم کهروزنوشتهای دختر تاریکniloufarmirzaiee.blogfa.com
- بعد اتمام انیمهالان دلم می خواد زار بزنم و گریه کنم، اما چون روتین پوستیمو انجام دادم نمیتونم ریسک کنم...ورناکvarnak.blogfa.com
- ایا شما بر حسب شباهت میگید این شعر از کیهخیر، من صرفاً بر اساس شباهت به یک شاعر خاص، یک بیت را به او نسبت نمیدهم. در پاسخهای قبلی، اشتباهی رخ داد که باعث شد ابتدا مصرع «که کعبهٔ وحوش شد سرای او» را به احمد شاملو نسبت دهم. دلیل این اشتباه، وجود شباهتهای معنایی بینیادداشتaliarnn3.blogfa.com
- بلاتکلیفی یا حالت برزخیبدتر از شکست در کار و عشق و زندگی بدتر از ، از دست دادن عزیز بدتر از کنکور و از دست رفتن جوانی میشه بلاتکلیفی حالتی که نمیدونی بری یا نری ، ادامه بدی یا تمومش کنی حالتی که ضد برنامه، مدیریت و کاریزماتیک حالتی که همه درگیرش هستیم وقدم راه بی نقابpasserby.blogfa.com
- جمعه هفتصد و پانزدهم: خالیمولای من سلام ... دیگر تقلا نمیکنم. جای خالی تو با چیزی پر نمیشود. رنج بیبزرگتری مزمن شده است و با همدمهای ناهمقدم درمان شدنی نیست رزق همین است و الهی شکر، به بیشترش مشتاقم به اکنونش راضی شکایتی ندارم، آنچه هست بیش از لیاقت| جمعه نویسی |jomenevisi.blogfa.com
- برایِ تو جانمتنها افرادی که رنج نمیکشند و ناراحت نمیشوند، مردهها هستند. زنده بودن یعنی گاهی آسیب دیدن، شکست خوردن، دچار استرس شدن، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن...در جستجوی زندگیminnesotaa.blogfa.com
- خوب نیستتولدمه و هیچ چیز خوب نیست امروز صبح بابابزرگ فوت شد بعدش خانوادگی با بابام دعوامون شد بعدش حمله عصبی بهم دست داد بعد به مامانم گفتم اگه ازش جدا نشی دختر نداری دیگه ... قراره مراسمات که تموم شد اقدام کنه یعنی این سری رو امیدوارمبابا لنگ دراز عزیزdeardaddylonglegs.blogfa.com
- "برای سوفی"سلام به تو ای زیبایی بی حد و وصف؛ حالت چطوره سوفی من؟ این یک پیغام تبریک تولده... هرچند ناچیز، اما امیدوارم از من قبولش کنی، و از خدا میخوام سال های بعدی زادروزت کنارت باشم تا این تبریک و رو در رو و دست در دست بهت بگم. شاید خودتدلنوشته های یک دخترِ تلخ مزاج..qahveh8talkh.blogfa.com
- فکتشاید دیگر هیچوقت با همدیگر حرف نزنیم یا همو نبینیم اما اینکه حداقل یکبار توی این همه مدت! یک بار حس کردم که دوستم داری و توسط تو دوست داشته شدم! برام بهترین حس دنیا بوده همین کیفورم میکنه و منو میسازه!! + ❣.faribamehr.blogfa.com
- هوای آخر تابستان....هوا، هوای ماه آخر تابستان است... نسیم گرگ و میش عصرها، بوی دلتنگی میدهد، بوی رفتن، بوی پایان یک رؤیای گرم. برگها هنوز سبزند، اما در دلشان خبر خزان موج میزند. من، در این غروبهای طولانی، تو را بیشتر از همیشه میخواهم... دلم بهدل نوشته های منrezatabibi.blogfa.com
- دوست راستیناز صحبت دوستی برنجم۱/ کافعال بدم حسن نماید عیبم هنر و کمال بیند/ خارم گل و یاسمن نماید کو دشمن چشمشوخ بیباک/ تا عیب مرا بمن نماید ۱. اصل: نرنجم نقل از: [اشعار فارسی روضةالناظر و نزهةالخاطر]، دستنویس شمارهٔ Fy00587، کتابخانهمیراث خطوطmira3khotout.blogfa.com
- 131ماشین ندارم، از رانندگی میترسم یک اردک و یک مرغ ِ 1 ماهه داشتم، واگذار کردم و با مترو سمت میدان انقلاب رفتم در طول مسیر به موهای تو فکر کردم.. ایستگاه به ایستگاه به بوی موهای پیچ دارت.. یک فکر ِ خیالی و سرفه ی ِ آمیخته به بغص. ولیپنداری رويايی بود آن همهzz.blogfa.com
- دوره مجری گری در کانون فرهنگی ورزشی شهید جهان آرا اهوازدوره آموزشی مجری گری مناسب ۱۲ سال به بالا اهواز، روبهروی ورزشگاه تختی، کانون فرهنگی ورزشی شهید جهانآرا ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر از طریق ایتا: @Jahanara_honar1کانون فرهنگی ورزشی شهید جهان آرا اهوازjhanaraahwaz.blogfa.com
- اکنونگفته بودم آسمان را، باد را و باران را دوست میدارم... گفته بودم غم هایم را در تماشایش از یاد میبرم.. ولی اکنون چه؟؟ حال که سالها از سنم گذشته است ... در پشت دیوار های آجری محبوس شده ام.... دیگر چشم هایم افقی برای تماشا ندارند... ازDay-to-dayusofiya.blogfa.com
- معده دردنمیدونم از استرسه یا از فشار عصبی یا ام از غذا های چرت اینجا امتحان فردامو یدور خوندم و امید دارم که نمره خوبی بگیرم. ادبیات کودکه و میشه یچیزایی با معلومات خودم بنویسم به شدت آهنگ گوش کردن دلم میخواد ولی وقتشو ندارم چون این سهBad girlbadgirl82.blogfa.com
- ضایع بازی ♀♀♀♀یه سوتی ضایع. قرار شد با آجی اینا بریم باغ،آبجی زنگید گف برنج بیار، اونام مرغ برده بودن،تازه راه افتاده بودیم،برگشتیم برنج برداشتم و شستم نمک وروغن وکره ریختم،گفتممابقی آب برا برنج روموقع پخت میزارم تا برسیم توماشین لق تقsahel68.blogfa.com
- بدی...میخوامش آ... اما دیگه حتی یه ذره هم دوسش ندارم... . . . انقدر که رنج کشیدم...سیاره جدید منcaputans.blogfa.com
- واضحو حال دوباره بر تختم خود را رها کردهام. و دوباره همان مباحث تکراری فکر میکنم که سه سال پیاپی فکرم مشغولشان کردهام و میبایست اذعان کنم سه سال زمان مدیدی است، زمانی بس طولانی و دراز که آن را همانند سه روز بی ارزش سپری کردم. و حتیWhere you can talk, where you can be sadmoonyh.blogfa.com
- 1308خدایا لطفا منو ازین وضع بلاتکلیف و اذیت خارج کن . . . . + عادتی دارید که از بقیه گرفته باشید و روتون مونده باشه ؟ من ابتدایی بودم یکی از بچه ها داشت پفیلا میخورد بعد تهشوبه جای اینکه بادست برداره بسته رو خم کرد تو دهنش ، از اونژامهووmeli.blogfa.com
- جمعه ای که جمعه نبودامروز جمعه بود و من این موضوع رو همین الان فهمیدم. شاید چون امروز شبیه جمعه ها نبود.غروبش رو یادم نمیاد. اون موقع تو ماشین بودم و این دفعه به این فکر نکردم که چرا همیشه عجله داریم برسیم تا تموم بشه و مگر تموم شدن چیزی غیر از نیستیfan0o0s.blogfa.com
- ( نظیری نیشابوری ) •و نبودنت باقی است میان زخم هایم که خوب نمی شوند•هرکه نوشید مِیِ شوقِ تو نسیانش نیست وآن که محوِ تو شد اندیشۀ حرمانش نیست دِل به حُسنِ تو مقیّد شد وُ جاوید بماند که زِ فکرِ تو برون آمدن آسانش نیست تا به کی فکر توان کرد وُ سخن تازه نوشت؟ قصّۀ شوق حدیثی است که پایانش نیست هیچ همیشه شعر به راه و قافیه خوب است baharezendegim.blogfa.com
- فردابرای فردا کار زیادی ندارم ... باید بانک برم و مادر رو برسونم ...بعدش کتابام میان و احتمالاً مطالعه داشته باشم اگر کاری نباشه.ارتش سریsecretarmy.blogfa.com
- میان برکهٔ آرزوزندگی میان مرداب کسالت و برکهی آرزو سر آغاز صفحه نوشتم: «من چه میخواهی باشم؟!» یکی دو بار از روی سؤال خواندم و بعد، کمکم سرم پایین آمد تا کاملاً روی کاغذ قرار گرفت. خودکارم میان انگشتانم شروع به حرکت کرد. پلک زدم، فکر کردم و با هــــ دو چشمhdocheshm.blogfa.com
- تیشه ی خیالپیکر تراش پیرم و با تیشه خیال یک شب تو را ز مرمر شعر آفریدهام تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم ناز هزار چشم سیه را خریدهام برقامتت که وسوسه شستشو در اوست پاشیدهام شراب کفآلود ماه را تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم دزدیدهام ز چشمچکامه0620.blogfa.com
- روابط عاطفی خانواده مانند سیاست نیست بلکه نیازمند حمایت بی دریغ استجمله شما بسیار زیبا و پرمعناست! "روابط خانواده مانند سیاست نیست بلکه نیازمند حمایت بی دریغ است." این جمله به خوبی تفاوت اساسی بین روابط خانوادگی و مسائل سیاسی را نشان میدهد. در سیاست، غالباً شاهد رقابت، چانهزنی، و گاهی اوقات حتیعلم و دانشaliyousefiramandi1379.blogfa.com
- به سلامت...از آخرین باری که صحبت کردیم بیشتر از ده روز میگذره و من کم کم دارم فکر میکنم که رفتی ولی اینبار بدون خدافظی باشه برو ولی یادته که چی بهت گفتم اینبار اگه بری یه جوری میرم که انگار اصلا از اولش نبودم خلاصه که تا الان نیومدی دیگه نیاعشق اساطیریmythicallove.blogfa.com
- شب های سردیه حالی هم هست.. که حرف برای گفتن داری ولی دست و دلت نمیره بنویسی... رسیدم به جز ۷ قرآن... ولی خب درست میشه امیدوارم...برای تو، بی صداbehadis.blogfa.com
- مخفیشاید خیلی تو کارش متخصص باشه، ولی سواستفاده گر مارموزه! یکاری میکنه ولی انگار که هیچکار نکرده! جوریکه به خودت شک میکنی! نمیتونی حرفی بزنی، چون نشونه ای نیست!... میدونی از کیا حرف میزنم؟... مثلا اون استاد اواز که به بهونه یاددادنمه آواe0000z.blogfa.com
- و اما بدان...«حتی اگر این روزهای سخت گذشت، ابرهای خاکستری کوچ کردند و غم دیگر مهمان همیشگیات نبود، یادت نرود چطور دوام آوردی و چگونه میان هر طوفان ایستادی. از میان همهی اتفاقاتی که برایت گذشت نسخه سرد و گرم چشیده ات را باخود به سال های بعدنهلانpichak87ir.blogfa.com
- عسل گوَن کوینعسل گوَن کوین عسل گوَن کوین عسل گوَن کوین ، یکی از انواع عسل طبیعی است که از شهد گلهای گیاه گون (گیاهان جنس Astragalus و برخی گونههای مشابه) توسط زنبورها تولید میشود. این عسل در مناطق کوهستانی و مراتع ایران، افغانستان و برخیزنبورستان کوینkevinhny.blogfa.com
- ارورهای پکیج شوفاژکارارورهای پکیج شوفاژکار نمایندگی تعمیر و سرویس پکيج در محل نمایندگی تعمیر و سرویس پکيج در تبریز نمایندگی مجاز قربانی ۰۹۱۴۱۱۰۸۴۰۹ عیب یابی پکیج شوفاژکار کد خطاهای پکیج شوفاژکار ارور E1 پکیج شوفاژکار عدم تشکیل یا تشخیص شعله ارور E2تعمیر یخچال فریزر در تبریز tabrizyakhchal.blogfa.com
- دنیای متفاوتیه دوستی می گفت چرا آدما یاد گرفتند هرگز نگذارند کسی که دوستش دارند از راز دلشون با خبر بشه ؟ گفتم هزار دلیل داره و وای به وقتی که نتونی دلایل شخصیتو براش توضیح بدی گفت تو چرا بهش نمیگی ؟ اصلا چرا بهش نگفتی ؟ این همه سال گذشت فقطعشق ماندگار fahimehrajabi.blogfa.com
- هیچ لذتیهیچ لذتی تو دنیا برابر با این نیست که وقتی دلت می خواد حرف دلتو بزنی وکسی باشه که بی وقفه منتظر گوش دادنهکودکی در من آهنگ امیدواری می نوازدmh9910.blogfa.com
- پایان تعطیلاتاخر هفته یعنی پنجشنبه قراره برگردم به دانشگاه و خوابگاه برای امتخانات باقی مونده از ترم قبل نمیخواااااام برم...احیانا اسرائیل قصد نداره بزنه؟؟تکلیف مارو مشخص کنه ما وسایلامونو جمع کنیم برای دانشگاه یا نه؟؟....این ترم طبقه سومروزمرگی های یه دانشجو حقوق:)f838law.blogfa.com
- کسب و کار اینترنتینمیتونم فکرشو بکنم که یه روز با مسخره بازی جلو دوربین و این حرفا پول دربیارم. حتی کسب و کاری که با تبلیغات راجبه محصولات هست حالمو خوب نمیکنه چون من نمیتونم همه محصولاتو در کوتاه مدت تست کنم و نظر بدم. همیشه دنبال کاری بودم که توشدلواپسی های یک معلمzendegibeshartkhande.blogfa.com
- تک پارتی عشق بوی خون میده ...یس هانی عشق بوی خون میده راستش این تک پارتی رو با قلم خیلی خیلی خیلی کوچیک نوشتم می خواستم ببینم خوشتون میاد یا نه از این قلم چون شاید برای بعضی از پارتا همین طوری بزارم مثل همین تک پارتی ولی خوندنش چشمای عقاب می خواد یا هم زومSonica _Sonika fan elika07.blogfa.com
- اخبار کارگری، زنان، ستم ملی، ایران و جهان جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴کارگری گزارشی از معوقات بیمهای بازنشستگان و بلاتکلیفی کارگران ارغوان گستر ایلام به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، شماری از کارگران بیکار شده پتروشیمی ارغوانگستر ایلام خواستار تعیین تکلیف وضعیت استخدامی خود شدند. کارگرانسایت خبری الدوزoldozkhabar.blogfa.com
- من در این فصل جا ماندمشهریور یه هوای دیوونهای داره هربار که میرسه دلم ذوق ذوق میکنه رنجشم مقدسه دردشم مقدسه کاش اگه یه روز رفتم اون دنیا و واقعی بود، ماه و فصل و سال شهریور باشهچتر خیس fatemeee79.blogfa.com
- ماهِ منشهریور را باید قدم زد کوچه به کوچه، خیابان به خیابان شهریور را باید عاشق شد عاشق یک نفر مثل شهریوریها که بتوان دلگیری عصرهایش را تاب آورد... آغاز حکومتم مبارکبی نشون:)passionoflove.blogfa.com
- 126خب خب امروز 7 ساعت درس خوندم :))) حالا چرا؟! صبحو خوب خوندم ولی به شدت بدنم ضعیف شده و واقعا اوضاعم افتضاحه ! (قطعا که pms در کمینه و باعث میشه خیلی ضعیف تر بشم) و این داستان شده برام ؛ احتمالا برگردیم خرم آباد یه دور باید برم⟭⟬ ⟬⟭snooze.blogfa.com
- شکارگاهخیلی تنهام، قلبم دیگه تحمل نداره. اونجایی که سرشو گذاشت روی شونه مادرش و گفت چرا هرچی بلاست سر من میاد، اونجا دلم مادر خواست...فقط همین که سرتو بزاری روی شونه اش و بتونی همین جمله رو بگی...خیلی حالم بده، خیلی...دیوانگی در پطرزبورگnyushto.blogfa.com
- ۴۵۶.گردوپوستِ سبزِ گردویِ تازه بوی بینظیری داره نمیدونم چرا انقدررر بهش علاقه مندم و بنظرم پوست کندن و سالم دراوردنش به یک قدرت ماورایی نیاز داره که احتمالا به این مهم، دست پیدا کردم:) هیچ اِبایی از سیاه شدن دستم از پوست گردو ندارم گردوNino0nin0o.blogfa.com
- بیتفاوتی آغاز پایان است.از نگاه جان گاتمن، چیزی که یک رابطه را از درون فرسوده میکند، "تعارض" نیست؛ "بیتوجهی" است. گاتمن پس از دههها پژوهش بر هزاران زوج، به یک حقیقت ساده و تلخ رسید: بیشتر رابطهها نه با خیانت، نه با دعوا، بلکه با نادیده گرفتن مکررسایکولوژیpsychology46.blogfa.com
- بی پایان ...با آدمها مثل خودشون نشید اذیت میشن و با اذیت شدن اونا شما هم اذیت میشید ... # بدونـــــــــ-خداحافظی هیاهوtasnimtanha.blogfa.com
- عجول الدوله !ام آرآی برتی زانوی چپم بود! وقتی صدامزدن برم داخل خانمه که لباسو بهم تحویل داد سریع برگشتم که برم رختکن کلا محیط بیرون چنان عجولم که انگار مسابقستو باید هرچیسریعتر برگردمخونه! و زانوی راست... محکمخورد به تیزی صندلی آهنی..وخبزندگی می نویسم. gh00r.blogfa.com
- نبودنی چرخ گردون بگو کی گردونتو میگردونه؟ در میهمانی تن تو با این خاک،از انچه مخلوق شدی باز پس گرفته شدی، چه قشنگ همه رو جمع کردی تنها تفاوت این بود ک تو نبودی،چی قشنگ تر از این ک بشی زندگی بخش،اینکه ما باهم فرم اهدا ب امید روزی دوردلی نوشت های دخترِ بهارkhatoni28.blogfa.com
- چالش ۴۰ روزه زنانگیبا شمارش معکوس، روز ۲۰ به نیمه چالش رسیدم و امروز یکی از نقطه های عطف زندگیم بود شاید مهمترین روز تا به امروز. شاید به طور قطع بتونم بگم بزرگترین درس زندگیم رو درک کردم. مهمترین قرارداد روحیم رو لغو کردم. با تاریکی وجودم صلح کردمچالش ۴۰ روزه رقصنده نورraghsande9noor.blogfa.com
- Temporary missionاز جمعه این هفته تا جمعه ی اون هفته رو میخوام بنویسم فعلا این بمونه چون میخوام با تاریخ جمعه سیو بشه، چند ساعت دیگه میام کاملش میکنم...DENIZ LIFEdenizlife.blogfa.com
- تجربه اولین هاامشب رفتیم عروسی فامیل دور مامانم عروس دانشجوی سال آخر پزشکی و داماد هم دانشجوی رشته جراحی نمیدانم حالا جراح مغز یا قلب، برای اولین بار عروسی دکتر دعوت شدم، دختر عمه های مامانمو میدیم که یکی دختر عمه هاش تعریف میکرد که دخترشمینویسم که سبک شمfttf.blogfa.com
- خاطرات عروسی.من روز عروسیم ناهارم خوردم شامم خوردم. ازاون ادمهای لوس نبودم که هیچی نخورن. میوه هم خوردم. اضافه میوه هارم فرداش اومدم خشک کردم بعدا خوردم. + ما تا یکسال بعد عروسی برنج نخریدیم همشو از قبل یا بهمون دادن یا یکمی خریده بودیم هرچی يک روح می نویسد rohjanss.blogfa.com