آخرین وبلاگهای بروز شده

  • اخبار کارگری، زنان، ستم ملی، ایران و جهان جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵کارگری بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد در محکومیت اعدام‌ها سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار بیانیه‌ای، ضمن محکوم کردن اعدام‌های سیاسی و دادگاه‌های فوری و فرمایشی، خواستار توقف اجرای احکام اعدام در ایرانسایت خبری ترکمنturkmenkhabar2026.blogfa.com
  • گفتم و گفتگفتم : روزگار سردی شده انگار بد است دنیای ، بی‌کسی گفت : غصه نخور ، خدا هست هنوز..... . . . . آرام شدم....دلنوشته های یک رهگذرrahgozar-65.blogfa.com
  • شبانگاهاناز تنهاییِ آخر شبا می‌ترسم… از تاریکیش، از سکوتش، از اینکه حس می‌کنم دیگه هیچ‌کس بیدار نیست و فقط من موندم… خوابم نمی‌بره، ولی می‌دونم باید بخوابم. به کارام نرسیدم، کلی کار دارم، ولی بازم نمی‌تونم بخوابم… یه حس عجیبیه که هر کسیشاید بهشتshayadbehesht.blogfa.com
  • نماز شبآخرین بار تو حرم امام رضا قول دادم بهش تا زیارت بعدی حداقل ده تا نماز شب بخونم اگه امشب بخونم فکر کنم شماره سه باشهبه نام خدای قشنگم❤manoto13981372.blogfa.com
  • برقکار در منیریه 09981590007 فوریوبسایت تخصصی برق الکتریک اعزام برقکار شبانه روزی 09981590007 برق الکتریک؛ خدمات فنی موردنیاز ساختمان و واحدهای تجاری و اداری در منیریه تعمیرات برق و تجهیزات فنی ساختمان باید با دقت انجام شود؛ زیرا سیم‌کشی و سیستم‌های وابسته به آنبرقکار در تهران 09981590007 شبانه روزی barghkartehran.blogfa.com
  • ماه بانوو کاش از سر ترحم نباشه چه خوب بود بودنت دیدن روی تو خوب است و ندیدن مشکل ☘بیادت مادرs408.blogfa.com
  • ماهی آب ندیده و قاشق نشسته-1بخش اول: (برخورد اولیه ماهی و قاشق) وقتی قاشق وارد آسانسور شد، ماهی فهمید که بالاخره وقتش رسیده که با حقیقت روبرو شود. با حضور قاشق باله‌هایش را گم کرد و دانه‌های عرق از روی فلس‌هایش شرشر پایین می‌ریخت‌. نگاه تیزبین قاشق او راتراوشات ذهن یک آشفته دلgharib-alsaltane.blogfa.com
  • کامنتدوستان عزیز هرکسی هر سوالی داره کامنت مزارع بی زحمت تو چت آنلاین بپرسه جواب میدمخودمونیbaraneraz91.blogfa.com
  • نیمه بازسازیخب تقریبا از هفته گذشته داریم اشپزخونه رو بازسازی میکنیم؛ به این منظور که کابینت هاش رو عوض میکنیم کابینت های جدید قیمتی در حدود ۵۸۰ میلیون تموم بشه؛ رقمی بسیار زیاد الان! آرک سقف رو تخریب کردیم و تا ۲۰ روز دیگه آماده میشه همه چیزسینا ثابتی فرد||Sina Sabetifardsinasabetifard.blogfa.com
  • تولدِ مامانتولد مامانم ۶ مرداد بود فردایِ روزی که اولین خواستگار رو به خونه راه داده بودیم با ترس و لرز به مامانم گفتم تیرامیسو درست کنم؟ با خشم مامانم مواجه شدم که خونه رو تازه تمیز کردیم و همه جا بهم میریزه و اینا خلاصه راضیش کردم و دست بهرَجاءzahraeshgepenhani.blogfa.com
  • صد و شصت و سهاخیرا که زیادی تو اینستاگرام میچرخم و محتوای اکسپلورم اکثرا ابراز تنفر به آدمهاست، باعث شده واقعا اینطور باشم. من قبلا این مراحلو گذروندم. مثلا یهو به خودم اومدم دیدم از بس فلان محتوا رو دیدم که اوپس! دارم بابتش به خودم فشار میارمجا مانده در سالِ بلواsalebalva.blogfa.com
  • رنگییکی از فامیل هامون اومده خونمون. پسرش برام حکم همون داداش کوچولوی نداشته‌م رو داره‌. همون داداش کوچولویی که یهو قدش ازت بلند تر میشه‌. ممنونم ازش. امشب به اندازه تموم روز های مزخرف و غمگین گذشته خندیدم. همه‌ش بخاطر اون بود. خدایاراه نوریlichtpfad.blogfa.com
  • قدر دانی از نانقدر دانی از نان نان اگر حرمت کنی خیر است در آن نان هم ‌نان است و‌نان توته ی نان این بود سنت دیرین‌ وطن قدر نان دانند وهم دسترخوان گر نداری قدر آب ونان کس می‌رود برکت ز آن دسترخوان تو شوی میزبان ‌و دانی قدرنان قاش پیشانی به کمنو باوه گان jamilahashimifarooqh.blogfa.com
  • 01366قضاوت کردن خیلی راحت تر از اینه که بشینن یبار مثل آدمای معمولی، ازت بپرسن چه مرگته، چی میگی، چرا جفتک می‌پرونیکـآزِتsillage.blogfa.com
  • فوتبالبه بهانه ی شروع لیگ ایران یه چیز عجیب بگم ، من از وقتی والیبال رو شروع کردم به دیدن فوتبال علاقه مند شدم ، و اون موقع که فوتبال بازی میکردم عاشق دیدن والیبال بودم خودمم هیچوقت نفهمیدم چرا ، البته الان هم دلم میخوادا خصوصا از زمانیخاطرات ماهورᥫ᭡maahor.blogfa.com
  • معجزه شد! 。☆・:*:・ଘ( ・ᵕ・)_/゚تا سه شنبه شب فرصت داشتم سه تا تمرین رایتینگ و یه تمرین TP رو آپلود کنم تو سایت و گِس وات؟ من یدونه از این تمرینارم انجام نداده بودم در طول ترم و انداخته بودم برا سه شنبه! حالا چی شد؟ هیچی، ساعت یک نصف شب گربم حالش بد شد، اسهالدنیای برفیaftabmishavad.blogfa.com
  • موقت۱. از ارسال پیام های زیادی پشیمون شدیم، پاک کردیم. حرف‌های مهمی به ذهنمون رسید و نگفتیم. ترانه‌ها، عکس‌ها، متن‌ها… پر از حسرت نگفته‌ها و نشنیده‌هاییم.. مقصر اما کسی هست که مشتاق نبود.. ما مخاطب مشتاقی نداشتیم. ۲. با رفتارت بهم حسپرنسس های تیز هوشfarzaneganweb.blogfa.com
  • سه روزچقدر این سه روز زود گذشت. چهارشنبه که تحت تاثیر اتفاقای روز قبلش حالم واقعا بد بود، اصلا نفهمیدم چطور گذشت و ازش هیچی یادم نیست. دیروزم به همون منوال بود ولی با کورتیزول پایین تر و امروز فقط تونستم یه کم نفس عمیق بکشم. امیدوارمبنویسم که یادم بمونه.benevisam2.blogfa.com
  • خدا نکنه من عصبانی بشم...آخی دلم خنک شد نمیدونم با چه شهامتی رفتم در پنجره رو باز کردم با بچه های ۱۸ ۱۹ ۲۰ساله بیرون کوچه بد و بیراه گفتم چون داشتن بلند بلند میخندیدن و حرف میزدن.. منم چند دفعه به بابام گفتم برو دعواشون کن میرفت فقط در پنجره باز میکردیواشکی های من برای تو.‌‌‌‌..panah777.blogfa.com
  • 163بعضی آدما یه حرفایی میزنن که حماقت ازش میباره. آدم نمیدونه به این سطح از کندذهنی و نفهمیشون بخنده یا گریه کنه. حتی حرفی ندارم تو جوابشون بزنم. هر چی بگم خودمو در سطح اونا پایین آوردم.شرقی تن داده به بادsharghi.blogfa.com
  • عادلانه نیستعادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانه نیست عادلانهجایی زیر همین آسمان...ghzl.blogfa.com
  • نود و ششمی بینمت ،می آیی، صبور ،سنگین ،سرگردان با اندوه می پرسی ؛ -در چه حالی؟ می گویم؛ -دلتنگم و راه‌ به جایی نمی برم... به دوردست نگاه می کنم و بعد از چند لحظه می گویم ؛ - می دانی دردم چیست؟ با این عقل و فکر مردد و مشکوک ،همه چيز دربی خبرminoosaman.blogfa.com
  • خیال خامیه خیال خام دیگه و یه شب دیگه. ط، چی بگم از تو؟ تا کی بگم از تو؟ خیال می‌کنم که یروز همدیگه رو می‌بینم، باهم صحبت می‌کنیم و... ط، دلم می‌خواد فقط یکبار دیگه ببینمت و تمام این سال‌ها دلتنگی و بغض و دوست داشتن بچگانه رو فریاد بکشم؛دیوانگی‌های یک دیوانهraha00.blogfa.com
  • ترک سیگارهمه ی راه هایی که برای ترک سیگار به ذهنتون میرسه رو بگید. پ.ن1: هرکی بگه سیگار ترک نداره باهاش برخورد میکنم.خطِ‌منmortal0human.blogfa.com
  • پسر از جوب در اومده پارت ۶ادامه‌ی داستانو آوردم و اگه ادامه‌ی اینو می‌خواین کامنت بزارین بفهمم وجود خارجی داخلی دارین یا نهsonic world gloria.blogfa.com
  • دلبر طنازباران بزند خیس خیال تو شوم باز مستانه ،دلم را بدهم سوی تو پرواز باران بزند تا که غزلخوان تو باشم با یاد تو سرمست شوم سر دهم آواز باشم چو خریدار تو و ناز و ادایت هی نازکنی نازکنی ناز کنی ناز با عشوه ی چشمان خمارت دل من رفت غیر ازشب و بارانshabobaran.blogfa.com
  • کوفته ی در حالِ احیا. چشم هام، سرم، پوستم و روده ام، این هفته آژیرِ خطر برام به صدا درآوردن. همشون باهم، که بسه دیگه. بسه. یا بس می‎کنی، ما با برون ریزیِ نشخوار فکری، اضطراب و حرصی که میخوری، بیشتر از این سرویست می‎کنیم. خودمم خسته شده بودم دیگه؛---My Path---mypath2011.blogfa.com
  • 005گاهی پیش رفتن نشدنی به نظر میاد؛ که جهان تاریک است و راه حیله‌گر و سایه‌ها در تعقیب و دیوها مراقب و مه غلیظ و گام‌ها سنگین. اما ادامه دادن سرنوشت ناگزیر ماست. این روح سرکش، این میل بی‌انتها، این تکه‌ی کوچک امید که هر روز صبح همراهThe last six monthsmaybelater.blogfa.com
  • 171 |تقصیر تو نیست تقصیر منم نیست تقصیر آفرینشه ! تقصیر اون روزیه ک نطفمون بسته شد و قرار شد انسان باشیم. تقصیر خداست که بار مصیبت های دنیا رو روی دوش ما گذاشت. رو دوش مایی که طاقتشو نداشتیم! من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد   turningblue.blogfa.com
  • هُششششاین موج منفی بافی که توش رفتم رو خودم دوست ندارم ولی چه میشه کرد آدم بعضی وقتا دوست داره غر بزنه ولی مغزم همچنان داره هشدار میده که نرو توشمنمdailymmd.blogfa.com
  • چکیده‌ی کتاب «هنر پول درآوردن» اثر «فینیاس تیلور بارنوم»کلّیّات کتاب کلاسیک «هنر پول درآوردن» (The Art of Money Getting) اثر «فینیاس تیلور بارنوم» (Phineas Taylor Barnum)، ثروت را نه حاصل شانس یا حیله، بلکه فرآورده‌ی اصول اخلاقی، پشتکار خستگی‌ناپذیر، و مدیریّت هوشمندانه معرّفی می‌کند.روانشناسی، حسابداری، گردشگریhesabgard.blogfa.com
  • 38.اشکام تمومی نداره، درست مثل ناامیدی تو وجودم. واقعا به بن بست رسیدم.Dear diary 220mm.blogfa.com
  • گام پنجم: روغن سوزیخسته‌م در حالی که چندان کاری انجام ندادم. یادم نیست کجا ولی یادمه خونده بودم که اگه آدم با خودش قرار بذاره که مثلاً امروز می‌خوام هیچ کاری نکنم و تمام وقتم رو به بازیابی ذهنی خودم اختصاص بدم، همین هیچ‌کاری‌نکردن اثر پایدارتر و«روایت ِخطّی ِیک پیاده راه»bi-obour.blogfa.com
  • در فکر انتقامروزی روزگاری مورچیانو، کتابی برای نوجوانان عزیز تا بزرگسالان محترمروزی روزگاری، مورچیانوmorchianoo.blogfa.com
  • عاقبت مغز مرا فکر پریشان میخورد...دیشب سرم خلوت بود... یه گشتی توی وبلاگهای بروز بلاگفا زدم... و خیلی دارم فکر میکنم.. این چیزایی که شما به صورت روزمره و روتین زندگیتون توی پیج هاتون مینویسین، عادیه؟؟ نمیدونم شاید انقدر پیشرفت کردین که من و آدمای عادی مثل منجایی برای باریدنvareshplace.blogfa.com
  • زمان برای هیچ کس...هفته ای که گذشت دو اشتباه محسوس داشتم بابتشون ناراحتم اولیش از دومی میگم اخم و ...در مهمونی اصلا لازم نبود اصلا از من که ادعا دارم... اولی را نمیگم ______ این هفته سه روز اول سرنوشت سازه خدایا توکل به خودت _______ ریشام داره میرسهبا دوست هر دقیقه‌ی عالم غنیمت است boghzedamavand.blogfa.com
  • تصمیمنمیدونم کجا برامون تعریف کردند کلاس فلسفه دبیرستان بود یا تاریخ خلاصه قومی رو گفتند که در دوران اوایل بشر و سکلگیری جامعه که پیر و مریضهاشون رو یا رها میکردند و خودشون می کشتند تا بتونند به کوچششون ادامه بدند قومی هم که پیر وhamintabadoltfakorha.blogfa.com
  • جزوه مواعد قانون آیین دادرسی مدنیمواعد قانونی در آیین دادرسی مدنی جدول جامع مواعد و مهلت‌های قانونی از موعد فوری تا ۵ ساله گردآوری و تنظیم :پوریا بیگدلی (وکیل دادگستری و میانجیگر کیفری) دانلود جزوه مواعد در قانون آیین دادرسی مدنیعدلیهadliyeh.blogfa.com
  • پست ۳۳کتاب "آچار علم" هم تموم شد یه کتابی رو توی فیدیبو شروع کردم "راز جذب پول در ایران" گفتم بدون قضاوت یه دور بخونمش مامان بابا ديروز دعوا کردن و بچم حمید ناامن شد یوقتایی دقت کردم حواسم نیست و دندونامو بهم فشار میدم راستی دارم خمیرOpenminder بر وزن Oppenheimersupermind.blogfa.com
  • تصادف قشنگبا سرعت خیلی کم داشتم از بین جمعیت جاده سلامت رد میشدم که یکی اسمم رو صدا زد خودشو ندیدم اما صداش رو شناختم دور زدم برگشتم و دیدم بلههههه ر.ن و همسرش هستند کلی سورپرایز شدیم کلی حرف زدیم بعدم رفتیم باهم شام خوردیم ... تاحالا ازدنبالم میای؟!؟aramak.blogfa.com
  • «کارت سفر» هفته دولت رونمایی می‌شودوزیر گردشگری: «کارت سفر» هفته دولت رونمایی می‌شود وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی جزئیات آماده شدن کارت سفر و زمان رونمایی رسمی از آن را اعلام کرد. اعتمادآنلاین سیدرضا صالحی‌امیری درباره آخرین وضعیت اجرای طرح «کارت سفر»اسیر6155asir6155ardakan.blogfa.com
  • بلوط--------------------------------------پرنده باز گشته بود شبیه پدر از کوه و شعر در بارانی بی امان هم شانه با شالیزار ها موسیقی متن اشک هایی شده بود که داستانش هم کلاغ های سیاه را اشفته می کرد هم اهوان پا به ماه را تو اما یکجا نشین این ایل اساطیری باش فصل پاییز که تمامنامه های بی آدرس  باران رضاپور baranrezapor.blogfa.com
  • من تموم شدم امتحانا نهامتحانا همچنان هست و خیلی خسته شدم نمی‌خونم دیگه ،ولی از اینکه هنوز امتحان دارم تا شنبه هفته دیگه ،خسته شدم . مطلبی که چندماه پیش راحت میخوندم و می‌فهمیدم و خوندنش طولی نمی‌کشید الان خیلی روش گیر میکنم و مغزم کشش نداره و خیلی فکردخترک نیکتوفیلraziehpooyande.blogfa.com
  • واقعا؟امروز بدون هیچ برنامه‌ی قبلی و قصد و غرضی، ناگهان پیامی که برایم نوشته بودی روی اسکرین موبایل جلوی چشمم ظاهر شد. تمام آن زخم قدیمی دهن باز کرد. از شکافی شش‌سانتی در شقیقه‌ام شروع شد و مسیرش را به گونه‌ها تا زیر چانه‌ام پیدا کرد.شکلات تلخchocolatetalkh.blogfa.com
  • خدای مهربونمفردا شنبه است خدای مهربونم فردا کارش درست بشه نیاد خونه بره سر کارش آخر ماه نصف حقوق بهش بدهند حکمش درست بشه از اول ماه هم با کلی انرژی بره سر کار نیروهای شرکتی را قرار دادی بکنندراحت بشه آمینپیامبری در خانه sama25.blogfa.com
  • جمعه چهارصد و نود و پنج: فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡمولای من سلام ... یتیمی که حسرت بی‌بزرگتری‌اش را در نامه به بزرگتری در خیال مرهم می‌کرد؛ شایسته قهر بود؟ جمعه چهارصد و نود و پنجم بیست و سوم سال پنج| جمعه نویسی |jomenevisi.blogfa.com
  • 284غمی که سنگینی میکنه و از روح به حسم رسیده و کتف و گردنم رو درگیر کرده. آخرین بار 2،3 سال پیش اینطوری شده بودم از فرط خستگی و غصهسی و چند... rozoshab.blogfa.com
  • 2282خیلی زیاد میخوابم :/ تایم زیادی از روز رو خوابم مامان طبق معمول گفت صبح بریم بیرون، عصر به درد نمیخوره ! صبح ساعت ۷ پاشدم بیدارش کردم که بریم..با وجود اینکه اصلا حسش نبود..و خب مثل همیشه گفت حوصله ندارم ، بخوابیم دیگه منم از خدا?Who knowsallaboutmymind.blogfa.com
  • خورشیدگشایشییک کیسه برداشت و رفت سروقت کمدش. چهار دفتر قطور را برداشت و در کیسه گذاشت. چهار دفتر پر از نوشته‌های چهار سال گذشته. لابلای دفترها را نگاه کرد و چند برگه پیدا کرد که هر کدام مدرکی چیزی بودند. نوشته‌ها را حتا نگاه هم نکرد. می‌خواهدبانوی حصاریbanooyehesari.blogfa.com
  • چنتا قانون۱. تو جلسه اول آشنایی با کسی ک از طریق واسطه آشنا شدین، سریع شماره نده...بذار خودش پیگیر بشه از واسطه و درخواستش کنه ۲. قرار ها رو سریع و پشت هم نذار، فاصله بذار تا سنگین رنگین تر باشی ۳. بدون برنامه ریزی قبلی، قرار یهویی رو قبولچیشد ک شوهر کردم :)partneryabi.blogfa.com