آخرین وبلاگهای بروز شده

  • من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی۞ وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَىٰ ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟ قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَىٰ أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ گفت: پروردگارا! من به سوی تو قرآن و صلوات14n000r.blogfa.com
  • تصمیم و ذهنیت جدید داره تغییر میکنه و مطمئن میشهخودت رو در بند یه بیمه و کار ساده نکنچند ماهه عقب افتادی؟ ایناهم روش ولی دیگه این کارو نکن.کنترل اوضاع آدمای سمی اطرافمmv1000.blogfa.com
  • بیداری ما شدنبیداری یعنی در خواب بیدار شو ، نه از خواب ‏«ما» را به «من» تبدیل کن‎ تا برای دفاع از حق ،‎ منتظر دیگران نباشیگیتا پویشgitapwyesh.blogfa.com
  • دولینگوبخش تمرین دئو کلی داستان برام باز شده که من فقط شاید ده یا ۱۵ مورد را توی مسیر یادگیری خوندم و اینا همه جدید از زمان وصل شدن اینترنت روزی یه دونه را مرور میکنم ولی خوب هنوز کلی داستان دیگه باقی مونده به خاطر همین مسیر یادگیری راMy Wordsmy-words.blogfa.com
  • اهورامزدا، امشاسپند اعظم و جدّ اساطیری فریدونارائهٔ فارسی: «اهورامزدا، امشاسپند اعظم و جدّ اساطیری فریدون» [مقدمه] بینندگان عزیز، در این ارائه می‌خواهم از یک راز سخن بگویم. رازی که در دل کوه‌های زاگرس، در میان الواح گلی ایلامی، و در لابه‌لای متون مقدس اوستایی نهفته است. مابینش ژرفmousavi627.blogfa.com
  • فروع بی‌فروغفروغ بی‌فروغ چشمانت رازی‌ست. بر گودی‌ دو چشمه‌ی بی‌پایانت، سال‌هاست‌گریسته‌ام، آتشی‌‌ست سرد، بی‌آنکه بدانند و بگویند. دستانت‌رازی‌ست. برگرمی ‌دوشاخه‌ی پیچانت قرن‌هاست‌زیسته‌ام، فروغی‌ست بی‌فروغ، بی‌آنکه بتابند و بمیرند. برف  پروفایل دکتر سعدی گراوندsaadi-geravand.blogfa.com
  • راه های ارتباطی برای همکاریعلی زارعی نژاد... تنظیم کننده موسیقی اهل استان هرمزگان شهر بندرعباس حرفه تنظیم را از سال 1392 به صورت خود اموز شروع به یادگیری کرد و بدون هیچ حمایتی مسیر خود را ادامه داد. او کارهای اول خود را برای دوستانش تنظیم میکرد و در سایت هاعلی زارعی نژاد alizareimusical.blogfa.com
  • Your Powerنمیدونم خدا منو بابت اینکه این همه مدت بیلی آیلیش گوش نکرده بودم میبخشه یا نهدیوانگی در پطرزبورگnyushto.blogfa.com
  • یادم نره، نه؟این شبا یه روز مرگ من میشن. آخرش همین شبا یه جوری collapse میکنم که جا در جا دار فانی رو وداع بگم. عجب اوضاعیه جدی. ولی چه جرعتی داشت مهیا. منم داشتم نه؟ گفتن همه این ماجرا ها به ضحا خودش جرعت میخواست نه؟ تمام اون طومارا. شبایی کهخوددرگیری:dontletthemknow.blogfa.com
  • داغت نمیشه باورمداغت نمیشه باورم ای رهبرم.... هیچ وقت فکر نمیکردم همچین روزهای سنگینی رو ببینم... داریم به تشییع آقای عزیزمون نزدیک میشیم خیییییییلی ناراحتم که انتقامشو نگرفتیم و تهش مذاکره کردیم.... میدونیم دشمن برمیگرده، نباید این وسط توقفزندگی کاغذیzendegikaghazi.blogfa.com
  • تقویت عضلهدمبل گذاشتم کنار رختخوابم تا صبح چشامو که وا کردم چندتا حرکت انجام بدم چنین فرد پایه ی ورزشی هستما خدایا روز چهارشنبمونو خودت بخیر کن آمین شب بخییییرآی قصه قصه قصهlady75.blogfa.com
  • افسردگیبد اخلاق شدم.... خیلی کم حوصله شدم و سریع عصبی میشم .. قبلا اگر عصبی میشدم می تونستم کنترل کنم ولی الان به سختی! . افسردگی عامل اصلیش اثریه... نمیدونم مامان و خاله از چه سنی علایم افسردگیشون مشخص شد! تا الان خوب دوام آوردم... فکرباید سوخت...باید ساخت...rahayammakon.blogfa.com
  • گره...دلم را گره میزنم بنامنت شاید شوم همراهو هم گامت دلم وصل شود به نگاهت پلک نزن تار میشوم در نگاهت ...تنهاییmaha0412.blogfa.com
  • پسر اروین یالومعمری سر مردم جهان سوم را با انواع و اقسام داروها و درمان های من دراوردی خودشان از پس مکانب اب دوغ خیاری چون اگزیستانیالیسم شیره مالیدند و آخرش در یک اقدام عجیب خود را به کشتن دادن فقط از مشتی روانشناس غربی که اساس را بر عقل کوتاهحالنامهhalname.blogfa.com
  • پنجاه و دو / جبرانیادمه یه روزی به س گفتم توی اینستا رقابت کی از همه خوشبخت تره داغه و توی بلگفا کی از همه بدبخت تره؟ حالا شده حکایت خودم نمیدونم چرا وقتی حالم گرفته س یاد اینجا میفتم . ساعت ۳:۲۰ بامداده و من مثل یه جغد مغموم نشستم بالای سرخودماوست نشسته در نظرas-n.blogfa.com
  • مراسم رهبربه سرعت برق باد محرم هم تموم شد امسال خیلی برام متفاوت بود چون تقریبا هرشب میرفتم میدان انقلاب خیلی جو قشنگ و زیبایی حسابی شلوغ وپورشور بود کیف میکردم علاوه ب اینکه شبای قبلش هم رفته بودم ولی تومحرم حس وحال عجیبی بود مداحی و جمعیتدل نویسsiboola.blogfa.com
  • ‏عشق حق داشت اگر تور نینداخت به آب‏عشق حق داشت اگر تور نینداخت به آب برکه‌ی بختِ من از ماهیِ دلمرده پُر است ! ~ فاضل نظری ‌ ˙❥˙ @Official_Hich ˙❥˙معرفت حضرت دوستmarefateyar.blogfa.com
  • شمعدانی‌های مچالهبه شمعدانی‌های مچاله بسپار این درد ناگهان را به گلدان‌های دیگر مخابره نکنند. گرچه در محاصره‌ی پاییزیم لیک، به بهار، به زایش خورشید، به شفای صبح‌های نارس امید دارم. #لیلا_طیبیلیلایی - Leilaeililatayebi.blogfa.com
  • بعضیبعضی چیز ها نمی توانند ادامه داشته باشند، اما هیچ گاه نیز به پایان نمی رسند ...:) + امروز خیلی روز بدی بودناگفته هاharfhaye-dellam.blogfa.com
  • Respectبه هیچ وجه من الوجوه نمیتونم بی احترامی رو تحمل کنم مخصوصا وقتی که مستحقش نیستم و هر دو طرف اینو می دونیم. حالا دقیقا امروز عصر یا بهتر بگم دیروز عصر تازه از خواب پا شدم، یه نفر یه همچین اشتباهی کرده بود. و من شوکه شدم که مگه منیه مشت چرت و پرت به درد بخورfa2000.blogfa.com
  • غمِ تو‌ .. غمِ منیه داستانی هم راه افتاده که میگن نباید غم همو کوچک بشماریم .. مثلا وقتی یکی تعریف میکنه میگه‌ گربه م مرد، نگین این که چیزی نیست من فلان مشکلو دارم. این خیلی زشته و بده و فلانه .. اوکی قبول .. ولی ما هم باید شعور داشته باشیم جلو"شجره طیبه"cheshme77.blogfa.com
  • پست ۱۹۷من امشب یه کار بدی کردم... خیلی خیلی بد. با اینکه میدونستم این کار هیچ فایده ای به جز بهم ریختن ذهن خودم نداره با علم به این ، انجامش دادم. گوشی همسرم رو چک کردم. خب نتیجه؟ خیلی ناراحتم... فقط ذهن خودمو بهم ریختم. خوب که چی الانبیــــــــدِ مَجنــــــــــــــــــــونmajnoon-man.blogfa.com
  • سهیل زال پور: شرق گُذرِ قبرستانپوسیده جنازه ای ست در شرق گُذرِ قبرستان از خاکِ کُهن برون افتاده نه به انسان می ماند نه به آنچه تاکنون می شناسید آیه های مقدٌس به استخوانش نوشته شده به آب که شستشو می دهید استخوان در آن حل می شود و آب می جوشد پس به گوش شما وحی مییک فنجان قهوه و چند خط ترانهsoheilzallpour1995.blogfa.com
  • فوتون‌ها رویایی‌اندفوتون‌ها رویایی‌اند؛ سبز و سرخ و آبی، رقص‌کنان بر دامان جهان. رازهای پنهان را بی‌هیاهو می‌گشایند؛ قفل تاریکی را با کلید روشنایی. زمین را می‌آرایند با هزار رنگِ شکوفه و آسمان، بر گیسوی دلبران رشته‌ای از طلا می‌بافند، و در چشم‌هایادداشتaliarnn3.blogfa.com
  • شعرهای تازه بگوتو خطِ اول شعرم، تو حرف پایانم بخوان ترانه که چشم انتظار بارانم کجاست بارش تو؟ چیست راز رویش من؟ بگو که مثل صدا در سکوت پنهانم تو حرف‌های قشنگی، تو روزهای خوشی گرفته رنگ تورا لحظه‌های خندانم تو نام دیگر «بسیار دوستت دارم» و نامراه شب7297.blogfa.com
  • باران باران بارانوقتی یه ریز بارون میاد یعنی تو رفتی... دلم که هیچی نمیخواد یعنی تو رفتی... خدا رو شکر بازم داره بارون میاد زیر بارون دعا مستجابه خدایا حال همه مون رو خوب کناز خود ناراضیaliarman123.blogfa.com
  • دوستان مجازی من + تفکرات شبانه...چند نفر از وبلاگنویس بودن که خیلی میخوندمشون و مدتهای نه چندان کمی رفیق شده بودیم باهم، اما مدتهاست که دیگه نیستن یا وبلاگشونو حذف کردن یا دیگه نمی ‌نویسن و ازشون بی خبرم... اولیش دختری از گیلان بود، اول اسم واقعیش "میم" بود اسمو من، وقتی که خودم هستم azmiansali.blogfa.com
  • سرزمین اولیه، زبان و خط ترکان باستانسرزمین آلتای: قبایل ترکان پیش از اینکه در اتحاد و کنفدارسیون گوک ترک ها بنام ترک نامگذاری شوند، در ناحیه خویشاوندی و در قلمرو وسیعی از تنگه برینگ تا کوه های آلتایی و اورال پراکنده بودند. گوک ‌ترک‌ها اولین قبیله ترک‌زبان نبودند کهتاریخ ترکان باستانtork.blogfa.com
  • زندگی؟زندگی؟ به نظرم زندگی یعنی مجموعه ای از همه ی اتفاقات خوب و بد؛ ترس، نگرانی، محبت، همدلی، غم، آشفتگی، خوشحالی، تنهایی، آرامش و....... و زندگی یعنی اولین و آخرین فرصت ما برای تجربه ی چیز های متفاوت. که همه ی این حس ها و زمان ها یکروزمرگی ها و سبک زندگی منhanavibe.blogfa.com
  • 294یه چندوقتی هست که دارم با یکی چت میکنم امروز دیدم باهاش یه فالور مشترک دختر دارم و فکر اینکه نکنه این یکی هم با یکی دیگه توی رابطه است و اینبار من اون کسی هم که داره باهاش خیانت میشه؟ همش اضطراب این رو دارم که نکنه اینم خیانتکاره؟نوشته هایمitszahradaily.blogfa.com
  • مرگنمیدونم مرگ چقدر نزدیکه ... اما این تو ذهنمه باید یکی از خاله هامو در جریان بذارم اگه طوریم شد کار به بیمارستان کشید به اون دو نفر بگه حق ندارن بیان بیمارستان یا سرخاک حق ندارن کمترین چیزی خرجم کنن یا الکی جلوی بقیه ادای ادمتماشاگه رازmorvarid261.blogfa.com
  • شمعدانیدلم میگیرد بسیار دلم میگیرد مینشینم روزها و شبها به آن فکر میکنم به آنچه که گذشته است به آنچه که بوده است به حرفهایی که زد‌ه‌ام به حرف هایی که زده‌ند به آن روزهای دور و دیر و تاریک و ابر گرفته به آنکه بود و به این که نیستمش وکسی آن را نخواهد خواندkasianranakhaand.blogfa.com
  • اشعار وغزلیات احمدرضاجیواد. توبودی جان بودن هاپس از تو خانه پُر شد از صدایِ راه‌رفتن‌ها از آن پاهایِ بی‌صاحِب، از آن در نیمه‌بستن‌ها پس از تو ساعتِ دیوار هم با من غریبی کرد نشست و خیره ماند انگار، در فکرِ این نشستن هاا تو را از من گرفتند و جهان چیزی نفهمیداز دل تنگ وسکوت سردوغزلیاتghzaliat.blogfa.com
  • گذربسم الله النور بعد از مدت ها، یعنی واقعا مدت ها اومدم اینجا، چی شد؟ یک اینکه مهسا گفت:《واقعا اینستا نداری، پس چیزایی که دوست داری رو کجا می بینی و دنبال می کنی؟ به چیا علاقه داری؟》 من توی دلم و ذهنم به نوشتن فکر کردم و فهمیدم باخاطرات سیّارsouth.blogfa.com
  • رنج مینابشب ها سردم میشه، قابل باوره؟ برای خودم خیر با اینکه خونه تو منطقه ی خنکی هست اما پسرم بیشتر شب ها خیس از عرق میخوابه اما پاهای من کاماا یخ هست، امشب مثل هر شب تمام اینستام پر از ویدیوهای مرتبط با میناب بود، اشک ریختم و ریختم حالاخاطرات دانشجوی تهرانی در سمنانsempaye1.blogfa.com
  • لینک وب جدیدنزدیک ده ماه از آخرین پستم در این وبلاگ گذشت. همین وبلاگی که زمانی آخرین سنگر من در برابر تمام سختی ها بعد خدا بود. ما که اینقد پر رو و اجتماعی نیستیم بریم دردامونو به مردم بگیم برعکس... جلو مردم میخندیم انگار نه انگار تو این سینهأنتَ عُمريghannili.blogfa.com
  • تسلیت خدمت خانواده های محترم حسینیانّا للّه وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعوُن بی بی مریم، همسر مرحوم سید محمدصالح حسینی، چشم از جهان فرو بست. بدینوسیله، درگذشت بی بی مریم، همسر مرحوم سید محمدصالح حسینی، را خدمت فرزندان، خانواده های محترم حسینی و سایر بازماندگان دركَهنه اوزmarbooti.blogfa.com
  • memoriesچند ماه پیش یکی از دوستامون رو از دست دادیم. نمی‌دونم چی شد، فقط یهو گوشیم رو چک کردم و دیدم یه اعلامیه با اسم و عکس اون اومده. برای چند لحظه به معنای واقعی حس کردم قلبم اومده توی دهنم. نمی‌دونستم چیکار کنم. فقط دعا می‌کردم الکیblackh0leblackholex.blogfa.com
  • تکبیتیگریز از تو محالست ، جنگ عقل و دل است به هر طرف بروم ، پا درون گِل است شاعر:لیلامهاجریاشعار لیلا مهاجریleilamohajeri1364.blogfa.com
  • لا اله الا اللهوای یکی عضو کانال شده که نمی‌شناسمش، اگه اون باشه دیگه همه چی آرومه من چقدر خوشبختم:)!01sayeh25second.blogfa.com
  • صدای درختعاشق صدای درخت‌م! صدایی که از ترکیب وزش باد و برگ‌ها به‌وجود میاد. حس عجیبیه. از عجیب‌ترین و خاص‌ترین حس‌‌ها برای من. از اونایی که می‌خوام تا ابد تو همون لحظه بمونم. یاد بچگی‌م میفتم. یاد اون شبی که تو باغ یکی از فامیلای دورگفتگوی درونیselftalk.blogfa.com
  • نظریه بسط در نوشتنیک نظریه طراحی کردم که به نام خودمم ثبت می کنم. به نام نظریه بسط در نویسندگی. در ابتدا چند خط مینویسم. از هر موضوعی. بعد شروع میکنم به بازخوانی نوشته. بعد از بازخوانی نوشته رو بسط میدم. یعنی بهش شاخ و برگ میدم. جزئیاتی رو که پیشهـنوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!saboriham.blogfa.com
  • خدایا حلال کنسلام حدود ۲۰ دقیقه متن برای یه وبلاگی نوشتم تا واسش کامنت کنم کد که وارد کردم نوشت :وبلاگ ایی با این مشخصات دیگر وجود ندارد :/ خب میگفتی ننویسم حجی یا کارشیطونه ک گولش زد یا کار خدای مهربون. امروز دوتا خانم دلشونو شکوندم :)))نگفته ها یواشکی  :)mm777.blogfa.com
  • Outlook992دوست خوب خانواده خوب قلب ادمو التیام میده تمام زخماشو ذره ذره خوب میکنه ...مسیر نامعلوم dobareroshani.blogfa.com
  • تسلیم شبهیس... شب همیشه آرام نیست؛ گاهی فقط خودش را آرام نشان می‌دهد. چشم‌ها بسته می‌شوند، اما ذهن هنوز بیدار است، میان فکرهایی که بی‌اجازه می‌آیند و می‌روند. امشب نه جنگی هست، نه فراری... فقط یک تسلیم آرام؛ به سکوتی که دیر آمده، اماحرفای تکراریhamishebahar3.blogfa.com
  • گودرز و شقایقنقل است که نصرالدین در میان روستای خود آواز می‌خواند و مردم به او اعتراض می‌کردند. نصرالدین شگفت‌زده می‌گفت چرا وقتی در حمام روستا می‌خوانم صدایم بسیار زیباست، ولی در اینجا ناخوش‌آواز می‌شوم؟ این حکایت بسیاری از ماست که در میانمفتعلنmoftaelon.blogfa.com
  • کافهبا داشتن کلی ایده تو مغزم که فقط در حد حرف هستن، دیروز خندیدم گفتم‌باید با خواهرام یه کسب و کار راه بندازیم گفتیم کافه وظایف هم مشخص کردیم در حین خنده داشتیم مسخره بازی می کردیم ابجی کوچیکه برگشت گفت فک کن نگار یه گوشه یه کتابروزنوشت های یه خانمscreemfree.blogfa.com
  • 545) حراست و رفاقتداشتم کامنت پارادوکس رو جواب می دادم. یادم انداخت من سه بار به حراست دانشگاه تعهد دادم! دو بارش سر رفاقت! یه بار لیست نمره ها رو از دیوار کندیم! (اون موقع سایت نبود،ترم دو بودیم ما،تازه ادم شدن سایت زدن) بار دیگه دوستم چادر نداشت مرا هرگز به خاطر نیاور!bamannaman.blogfa.com
  • خدای روشنی ها؛خدای مهر و لبخند...شکر به صورت خاص و ویژه برای دیروز ؛امروز و فردا و فرداهایی که گوش شنوا و نگاه گرم و مهربون شما همراه ما بود؛هست و خواهد بود... شُکر به اندازه ی همه دانه های شِکر موجود در جهان...نسیمی در گندمزار...pyaar.blogfa.com
  • حرف های خودمانی 36 - آخرش چی میشه ؟یه موضوعی که خیلی در موردش فکر کردم تا در مورد نوشتنش براتون تصمیم بگیرم و بالاخره گرفتم اینِ توی یکی از مناطق آتشگاه اصفهان چند ماه پیش کابل های تلفن را دزدیدند در این منطقه قشری از پایین ترین طبقه ی جامعه ساکنند بعد از کلی رفت وعشق ماندگار  fahimehrajabi.blogfa.com