بلاگفا یک ابزار قدرتمند برای ساخت و مدیریت وبلاگ است. بلاگفا به شما کمک میکند تا با سرعت و سهولت اطلاعات، خاطرات، مطالب و مقالات خود را در اینترنت منتشر کنید.
حب و بغض توامانخانوادگی اهل زنگ زدن نیستیم ولی مامانم هر دو هفته زنگ میزنه و منم واقعا از خبر گرفتنش خوشحال میشم و هرچند که میدونم زنگ هم نزنه به فکرمه ولی آدم ناخواسته وقتی خبری ازش نمیگیرن حس فراموش شدن میکنه . حتی اگه مطمئن باشه که اون آدم
ساقهی لوبیاشنبه، 15 ژانویه 1943 کیتی بسیار عزیز دلیلی ندارد که همهی جروبحثها و بگومگوها را با تمام جزئیات برایت تعریف کنم. فقط کافی است که بگویم همهچیز را مثل گوشت و چربی و روغن تقسیم کردهایم و هر خانواده سیبزمینی خودش را سرخ میکند.
انسانیستیتب انسانیت اعتقادی ندارم ، چون هر جا هر کسی شعار انسانیت میده یا داخل بیو و پروفایلش حرف از انسانیت نوشته ، بیشتر از همه انسانیت رو زیر سوال برده.. و درضمن وقتی خودم انسانیت ندارم یا نمیتونم داشته باشم پس شعار انسانیت هم نمیدم...
231ولی دیدنشون هنوز هم حس و انرژی منفی میده بهم حقیقتا اصن نمیتونم باهاشون کنار بیام خدایا من از شر اینا به تو پناه آوردم حی القیوم من میدونم که حواست هست
عاشقانهی حماسی، ۱۸کیخسرو در نامه به رستم برای نجات بیژن ادامه میدهد: اکنون کاری ضروری پیش آمده که دربارهی خویشان شایستهی تو است ( بیژن، پسرگیو، نوهی دختری رستم است.). امروز، گودرز و گیو در اینباره به کمک تو امید بستهاند که جهانپهلوانی و
تو رویشِ دوباره ی رزهای سرخی، روبه روی سوز ِ بادهای شدید...همیشه ترجیحم این بوده که توی تعطیلات سراسری به سفر نرم، چرا که همیشه از شلوغی و همهمه دوری میکنم و در مواقع اجبار هم صبر و تحملم بسیار زیاده و حسابی زمان میزارم و به ندرت پیش میاد بی حوصله و عجول بشم... معمولا از چنین تعطیلاتی که
جهیزیههر چی تو این سال های مجردی پس انداز کرده بودم . نرگس داره میده پای کاسه بشقاب .... کم نیارم خوبه . سرش حسابی گرم شده . هر پروسه انتخاب هم با جمله خاک تو سرت بیا اینم سادش . به پایان میرسه. قرار نبود انقدر فشرده باشه برنامه ها
دوست بازیافته- زخمی که در دل دارم هنوز باز است و هربار که به یاد آلمان میافتم گویی بر آن نمک میپاشند . این جمله به زعم من، خلاصۀ داستان بلند «دوست بازیافته» نوشتۀ فرد اولمن است. ماجرای دو پسر نوجوان سالۀ آلمانی در پیش از جنگ جهانی دوم. متن
روزنوشتخب، دو موضوع مقاله این ترم هم مشخص شد و به امید خدا باید تکمیلشون کنم. یک موضوع هم ترم پیش تکمیل شد و باید برای چاپ ویرایشش کنم. کلاسا رو رفتم، خوب بودن! فقط خودم بودم و خانم ب! یه جلسه هم با یکی از اساتید داشتم و تبادل نظر کردیم.