آخرین وبلاگهای بروز شده

  • مدال برنز کشوریکسب مدال برنز کشوری در رشته کوهنوردی در مراسم تجلیل از قهرمانان سال 1397 وبلاگ مهدی یعقوبیانmahdi-yaghobiyan.blogfa.com
  • سلامت معنوي: روز سه شنبه، سوم ارديبهشت ماه 1398سلامت معنوي با الهام از رهنمودهاي قرآنيبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِبا عرض سلام صبح بسيار زيباي روز سه شنبه، سوّم ارديبهشت ماه 1398 شما به خير و سعادت و سلامتآياتي از كتاب الله، بدرقه راه امروزمان:* بعضي از ويژگي هاي دوره‌هاي عالي بهداشت عمومي و اپيدميولوژيdrhatamilibrary.blogfa.com
  • c’est donc l’ambiance à laquelle nous avons été conviés le jour même«Pour notre repas principal, nous avons opté pour des morceaux de viande de porc et d'agneau cuits lentement, accompagnés de pommes de terre rôties, de puddings de légumes et du Yorkshire robe mariage grande taille pas cher, de Robe de mariée princessedeetyi.blogfa.com
  • پازن خیالیپر از عطر تویه این کوچه این حوالی. بی تپ گم می شم توی خیابان من هنوز هم همونم سعید دهقانیانsaeedd1369.blogfa.com
  • 230+ خدایا ، کبـر ُ غرور رو ازم بگیر .....+ خدایــا ، دسِت ُ از سرم برندار ُ هوام ُ داشته بـاش علآقه جـآن :)tahavvole-f.blogfa.com
  • Zzzzای خداکسی انتقام منو بگیرهکه فکرشم نکنه....آتش شیطاندر وجودش شعله ور باشه.... .hooon.blogfa.com
  • ـثبتـــ خاطرات اسدالله خان با کج کلا خانـثبتـــ خاطرات اسدالله خان با کج کلا خان اَسدالله خان:.دوباره زنگ خونه ء کج کلا رو زدم.نیمه‌های شب بود وُ باد چراغ سر در خانه را می‌لرزوند.مثل ننو.می‌توانستی صدای سگی را بشنوی که داره جوون می‌کنه.دلم نیومد از روی سرش رد شم.اول ـــــــثبتــــــــــــــــــــــــــmahamidy.blogfa.com
  • ننویسم میمیرمصدایت عجیب در گوشم می پیچد. راستش را نمیگفتم چون عذابت می دهد. چون همه چیز را به هم می ریزد. ولی... ولی... ولی... فقط می توانم بگویم که بعد از تو، هیچ وقت خوب نشدم... امروز که این متن را می نویسم، در کل دنیا هیچ کسی را ندارم جز فصل گلfasle-gol.blogfa.com
  • ۴۳۶روزایی که حس فرو ریختگی دارم،روزایی هستن که من دلم برای دستات، برای به آغوش کشیدنم، تنگ میشه خدایا عاشقتم roya-d1372.blogfa.com
  • 4:26فردام حال ندارم برم دانشگاه امروزم صبح نرفتم :/ اصن روزایی که سرده دلم میخواد فقط زیر پتو گوله بشم تا ظهر بخوابم ^^ولی عزممو جزم کردم خودمو به کلاس یارو برسونم (مثلا میخوام عذاب وژدانمو خفه کنم :/)اصن به خودم قول دادم تمام پر از خالی nayrikaa.blogfa.com
  • آیا جراجی روش مناسبی برای بیماری لوسمی لنفوسیتی است؟استفاده از این روش بسیار نادر است اما اگر شیمی درمانی یا پرتو درمانی طحال بزرگ شده را کوچک نکند، می‌توان از جراحی برای انجام این کار استفاده کرد. این روش به بهبود تعداد گلبولهای خون کمک می‌کند. جستوجو در وب searchi.blogfa.com
  • ساختن را از مغز باید یاد بگیریم؟!!؟مغز انسان ضعیف ترین اندام بدن از نظر فیزیکی است اما همین ضعیف میداند که ضعیف است و نمی‌تواند کار فیزیکی انجام دهد اما راهی را بلد است که هم خود را همیشه میتواند ارباب نگه دارد هم بقیه عضوها را با هم هماهنگ کند تا هم خودش محافظت استعمار انسانیenghelabensane.blogfa.com
  • لوسمی لنفوسیتی مزمن به کندی پیشرفت می‌کندلوسمی لنفوسیتی مزمن به کندی پیشرفت می‌کند. اگر در مراحل اولیه هستید یا موجب بروز هیچ علامتی نمی‌شود احتمالا نیازی به درمان ندارید. تحقیقات نشان می‌دهد که این کار کمکی نمی‌کند. با این وجود باید ملاقاتهای مرتب را با پزشکتان داشته دانشجوی محققstudentmy.blogfa.com
  • چه شود؟ چه شوم؟به هر طریقی که بود کارم را در شرکت تمام کردم و قرار است تا مدتی هفته ای یک روز بروم تا دیگر تحویل کدها نهایی شود. دوست داشتم اگر وقت اجازه می داد شرکت را اینگونه رها نمیکردم و از انتقال دانش به فرد یا افراد جدید مطمئن میشدم ولی رهایی از نفسx86.blogfa.com
  • کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم...اما چنین نخواهد شدهستی نه تنها خسیس‌تر از این حرف‌هاست که دردناک‌تر و خون‌آلودتر و بیرحمانهتر از این حرف‌هاست... روزمرگی یک دیوانهwho-cares-about-my-diary.blogfa.com
  • دعا برای یک پشت کنکوری.ریا نباشه واگه قبول باشه الان داشتم نماز شب میخوندم یهویی فکر یکنفر اومد به ذهنم که داره واسه کنکور میخونه براش دعا میکنم که با بهترین رتبه قبول بشه.آمین. تنها ماندم چون همراه مناسب نیافتم..alihoseyni1364.blogfa.com
  • مانده در گلتو سینه ام حالی هست شبیه آتش بازیهای شب عید.با وجود خستگی زیادم هرچه سعی کردم بخوابم نشد چشمهایم بسته بود ولی ذهنم بیدار بود ذهنی قدرتمند برای به یاد آوردن خیلی چیزها مثل چرخیدن صحنه های مختلف از خاطرات اتفاقی که داشتمهرچی با آنروز که می آیی...mohammaddf.blogfa.com
  • 757کسایی که دوستمون دارن رو آزار میدیم بعد دم از تنهایی میزنیم از زندگی،از خودمون خسته میشیم در واقعدنیا کنترل ضد نداره متاسفانه. به من نزدیک نشو...bmannazdiknasho.blogfa.com
  • افسردگی۲۱یک چیز غیر قابل گفتن.مسخره است که بنویسم نمی‌توانم بنویسم چه؛ و باید نوشت غیر قابل گفتن.چیزی برای نوشتن ندارم.هیچ و هیچ‌چیز.کاملا خالی و بی‌هوده.بدون هیچ وصفی.کسی دلش نمی‌خواهد بداند نگاه یعنی چه.حالا هی خزعبل سر هم کن. منفی‌ِ273manfiye273.blogfa.com
  • با قدرت دستانم ...(سمیرا خلج)با قدرت دستانم قفسه ی سینه ام را باز می کنم قلبم را بیرون می آورم و لا به لای گُسل ها جستجویت می کنم باید دور انداخت عشق های سرطانی را((سمیرا خلج)) شعر های باران خورده ....m-bibak.blogfa.com
  • جهان *بی نجوای انگشتانت فقط و جهاناز هر سلامی خالی است .... آینده هزاران سال است که آمده ...rxbartolutti.blogfa.com
  • دستانت را از روی لبانم برندار....یاتو|کسی که سکوت می‌کند بازی را مسخره کرده ما که حرف می‌زنیم باخته‌ایم .|شهرام شیدایی| لبخند، نام کوچک من استgirllivinginagreenworld.blogfa.com
  • معرفی کتاب : چای با طعم خدابفرمایید چای بهار نارنج ...چای باطعم خدااین سماور جوش استپس چرا می گفتیدیگر این خاموش است؟!باز لبخند بزنقوری قلبت رازودتر بند بزنتوی آنمهربانی دم کنبعد بگذار که آرام آرامچای تو دم بکشدشعله اش را کم کن*دستهایت :سینی نقره ی نوراشک قاصدکghasedak1000.blogfa.com
  • بالاخره که چیهر کسی که از من خوشش بیاد حالا چه خواستگاری سنتی چه غیر سنتی تصور میکنم میشه کنار این ادم کتاب خوند ؟فیلم دید..حرف زد..کارای خیرخواهانه کرد.این ادم به من پیشنهاد میده فلان کتابو بخریم بخونیم ..بهم میگه بیا برام کتاب بخون؟ اگر بهش سبز و آبیsabzooabi.blogfa.com
  • مریضم کرده تنهاییهربار که انرژی مثبت بیشتری ب خودم میدم و میام ک همه چیو زیباتر ببینم بدتر با مغز میخورم زمین. انقد حالم بده ک والا زنده موندنم خودش ی معجزس! البته واسه من ک همش درده دیوانگی در پطرزبورگnyushto.blogfa.com
  • ...میان دفتر شعرم مرا گم کردی و رفتینوشتم بی" تـو" میمیرم ، تبسم کردی و رفتی نوشتم بی" تـو" غمگینم ،نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا با این صفت ها هم ، تجسم کردی و رفتی .نوشتم بعد" تـو" شبها ،دل من ماندِه با غمها ،"تـو" با غمهای این شبها منیم نسرینیمmwymon2222.blogfa.com
  • شروعراجب اينكه به چى علاقه دارم قبلا گفته بودم ؟ بريد ادامه تا بگم براتون (البته فردا) ツ آرامشِ عطرِ بهار نارنج ツleila.blogfa.com
  • گرايشالان كه خوب دقت ميكنم، من بيشتر عاشق دخترا ميشم تا پسرا. يني بايد بگم به جفتشون گرايش دارم اونم چجوري!! دوره دبيرستانم عاشق يكي از همكلاسيام بودم، اصلا نميتونستم باهاش حرف بزنم كه مبادا كسي بفهمه، اونم دوسم داشتا ولي ديگه حكم lonlinessvolatile1080.blogfa.com
  • خواب بدساعت۱:۳۰گفتم بخوابم..۲:۳۰بیدارشم ادامه بدم درسمو.دیروز بدجوری توبیخ شدیم آخه.همون یه ساعتی که خواییدم،یه خواب خیلی ترسناکی دیدم.ترسناک نه اون چیزی که الان تو ذهنتونه.خیلی بد بود‌‌..تا یه ربع بعد بیدارشدن تو شوک بودم تکون ✓خاطره هامmemory77.blogfa.com
  • هشتم :/هشتم باید کمپوست بیارم حواسم نبوداااااااااااا وای سالنام رو زد عفونی نکردم خاطرات رضاkochehaye-deh.blogfa.com
  • افعی ها خودکشی نمی کنندنام کتاب: افعی ها خودکشی نمی کنندنویسنده: فتح الله بی نیازانتشارات: مرواریدسال نشر: ۱۳۸۲زبان: فارسیتعداد صفحات: ۱۴۷ صفحهفرمت: PDFحجم: ۱٫۵۲ مگابایتخلاصه کتاب و دانلود رایگان در ادامه مطلب..... کتابخانه بزرگ الکترونیکی - خرید کتب خاصbooknayab.blogfa.com
  • یاد اون روزهادبخیررررررياد اون روز که باهم.....تو دل طبيعت من مي دويديم دست در دست تا باشيم هميشه باهم ياد اون روز که باهم رو تن درخت محکم مينوشتيم که باشيم هميشه عاشق هم ياد چشما و صدامون ياد خنده ها و گريه هامون کوچ کردن همه با هم به مکاني دور از من باهم ولی دور زهمasheghane61.blogfa.com
  • پروانه های دل امپروانه ها ی دل امجستجو گرگل واژه های عشق پرور مریم ... شیری ناز شمیمِ عشقshamimeeshgh97.blogfa.com
  • مهره سوختهبه شدت با خودم درگیرم. این درگیرها منو بسمت حسادت میبره. حسی از بابتش احساس بدی دارم. هیچستانmdiary.blogfa.com
  • از بیست و هفت سالگیروی قبض رو نگاه کردم که ببینم چندمین نفر هستم.دیدم کنار مشخصاتم نوشته سن:27.وقتی از درمانگاه اومدیم بیرون، یا چندروز بعدش،فکر کرده بودم هنوز دو هفته به تولدم مونده. انگار حس بزرگ شدن بهم دست داد.این که دیگه نوجوون نیستم.بزرگ شدم! غرق ِشيرينfaarda.blogfa.com
  • دریغ و صد افسوس :Dبعضی وقتا دلم یه آدم فرا زمینی میخواد .که با عشق و دوست داشتن غریبه باشه .خودم قاشق به قاشق ،راه به راه حالیش کنم .نه تجربه تلخ داشته باشه ،نه شکست عشقی خورده باشه .دوست دارم بهش محبت کنم . انسان بودنو بهش یاد بدم ..بعد به نقایصم یک آدم بارانـــیbandaranzali74.blogfa.com
  • سکوت همیشه سکوت نیستباخوندن پست های قبلیم ،شایددلش گرفت شایدفکرها کرد ولی من صادقانه جواب دادم، چون دلم نمیخادچیزپنهانی بینمون بمونه . وقتی راجبA میپرسیددوسداشتم براش بگم ، ولی ساکت شدم من خیلی وقته حرف نمیزنم فقط ادای حرف زدن رودرمیارم. چقد سکوت دردودلnazaninfati.blogfa.com
  • سرباآآزی منهای آموزشیخدافزززز خدافززززز ، خدافز 01 ... خدافز فرمانده رضایی... خدافز دوره آموزشی.امروز یعنی الان ساعت 02:30 بامداد دوم اردیبهشت 98 هست و دو روزه که آقاییم پیشم اومده و من وقت نکردم 31ام این پست رو بذارم.البته هنوز مشخص نشده ادامه خدمت برگی از زندگی ماhavaliye-to97.blogfa.com
  • نصف شب نوشت!نهنهنهنهنهبیخیالبیخیالبیخیالببخیالبیخیال هیچیم و چیزی کم...mahekhoob.blogfa.com
  • سریال های جا مانده ایدنبال یه سریال با تمِ خیلی قدیمی اروپایی می گشتم از نوعِ معماییش . تو مایه های پوارو و مارپل و این صحبت ها . رسیدم به سریال ماجراهای مرداک . همونی بود که می خواستم . اروپایی نیست . کاناداییه . اما معماییه . با تمِ خییلی قدیم . حرف های یک آدم جا مانده !jamaandeh.blogfa.com
  • 372تو آينه رو كه نگاه كردم امروز،يه كياناىِ غمگين ديدم.موهاىِ رو هوا. سايهِ ريخته زير چشم.ابروهاى نامرتب.رفتم حموم.اومدم بيرون،رو صورتم ماسك گذاشتم.لاك سرخابى به پام زدم.براى فردا وقت آرايشگاه گرفتم.سيزن دوِ ومپايرُ تموم كردم و كاش کوآروkuaro.blogfa.com
  • دلنوشته 2 اردیبهشتدلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزد.... امروز 3 اردیبهشت ساعت 2:25 دقیقه شبه که این دلنوشته رو مینویسم...امروز خیلی تصمیمات مهمی میخوام بگیرم...چندین ساله که درگیر این عادت بد استمنا شدم باعث شده تموم زندگیم بشه افسردگی ، بی اهداف آقای مهندسahdaf-ali.blogfa.com
  • ناکامیامروز با اون دختره داشتم صحبت می کردم، یه کلیپ براش فرستادم که توش یه دختره و پسره ورزشکار داشتن با همدیگه ورزش می کردن و بعدش نشون میداد یه زن و مرد تپل می خوان همون کارو انجام بدن و هی میفتادن و صحنه های خنده داری بوجود میومد. شخصیkooheyakh.blogfa.com
  • یک روز خنده کردم و عمری گریستماحتیاج دارم بار منفی حالاتم رو با نوشتن تخلیه و خنثی کنم. ادامه ی این پست رو برای همین اختصاص دادم. محتوای ادامه شاید بشه گفت تجمیعی از ناله، غر، شکوه، شکایت و حتی کفر باشه. نمیدونم تا کجا کشش دارم.+خواب دیدم در سایه روشنِ اتاق، در تضاد با درونمaftermath.blogfa.com